سيد جعفر سجادى

1661

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

اول ايشان از ششم روز فروردين‌ماه است . و آنگه پيوسته بر نظام خويش روند تا به آخر سال . سال ايشان دو گونه است ، يكى بسيطا بعبرى اى بسيطه . و ديگر عبورا اى كبيسه . و هر يكى ازين هر دو گونه سه قسم شود . نخستين حسارين اى ناقصه و كم ، و اين آنست كه اندرو هر يكى از ماه مرحثون و كسليو كم باشد بيست و نه روز . و دوم شلاميم اى تمام . و گر او را زايد نام كردندى خوبتر بودى . و اين آنست كه اندر و هر يكى از اين دو ماه كه گفتيم تمام باشد سى روز . و سوم كسدران اى معتدله بر حال خويش . و اين آنست كه اين دو ماه اندرو بر آن اندازه بود كه در جدول نهاديم ، مرحثون كم و كسليو تمام . و اين شرطها از آن لازم همىشود كه روا ندارند سر سال را كه بروز يكشنبه يا چهارشنبه يا آدينه آيد و هيچ ماه ديگر تا از نهاد خويش نگردد . هندوان روز را ببسيار اندازه‌هاى مختلف دارند . وز آن يكى سورمان اى اندازهء آفتابى . و معنى روز آفتاب يك پاره از سيصد و شصت و شش پاره از سال آفتاب . و ديگر چندرمان اى اندازهء قمرى . و معنى روز قمرى كه او را تت خوانند يك پاره از سيصد و شصت پاره از سال قمرى . و سيوم نكشترمان اى اندازهء منازلى . و معنى روز منازلى آن مدت است كه قمر به دو يك منزل ببرد از منازلهاء خود بيست و هفت . و چهارم سابن‌مان اى اندازهء طلوعى و معنى روز طلوعى آنك از برآمدن آفتاب تا برآمدن او ديگر باره . و اين روز محسوس است و زين جهت او را نيز روز مردمان خوانند . و هر كه شمسى و قمرى دانست ، او را پيداست كه روز شمسى افزونتر است از روز طلوعى . و روز قمرى كمتر از روز طلوعى . و آنچ پيشتر گفتيم از ماه قمرى كه بيست و نه روز است بروزهاى طلوعى است . و آنچ اندر جدول نهاديم ماه‌هاى هندوان را ، آن بروزهاى قمرى است زيرا كه هر يكى پاره‌ايست از سى پاره ميان دو اجتماع ميانه . هندوان هر روزى را نامى دارند و خداوندان فرشتگان كه آن را ديو خوانند . و همچنان نيز سغديان و خوارزميان و مانندهء ايشان نامها دارند هر روزى را از ماه ، و لكن سخت مشهور نه‌اند و زود تباه شود بنسخت كردن بىتيمار ، و بدين مشهورى كه روزگار هفته است ميان جهانيان و برخاستن خلاف از ميان ايشان اندرو . و پارسيان به كار نداشتند و لكن روزها را نامها داشتند اندر ماه و همىگفتند از بهر تسبيح كه اين نامهاى ايزد و فرشتگان‌اند . آنگه مردمان لغت تازى مانندگى را هر شبى از شبهاى ماه تازى نامها بيرون آوردند . و عرب باديه از آن ياد نكردند مگر اندكى . و تكلف و سردى اندر آن سخت پيداست . ( رجوع شود به التفهيم ص 230 ، 235 ) ماه رُوى - ( اصطلاح ذوقى ) ماه روى مظهر تجليات را گويند در ماده اعم از آنكه در حال بيخودى باشد و يا هشيارى و تجليات صورى را كه سالك بر كيفيت آن